تک و تعریف

عادی

مشاهده یادداشت خصوصی

   + شیوا شاخصی ; ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۳٠
comment نظرات ()

ولنتاین

مشاهده یادداشت خصوصی

   + شیوا شاخصی ; ۱:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٢۸
comment نظرات ()

عروسی

مشاهده یادداشت خصوصی

   + شیوا شاخصی ; ۳:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٢٦
comment نظرات ()

رایان

مشاهده یادداشت خصوصی

   + شیوا شاخصی ; ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٢٥
comment نظرات ()

شکست هورمونها

مشاهده یادداشت خصوصی

   + شیوا شاخصی ; ٤:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٢٢
comment نظرات ()

جنگ درونی

آیا واقعا بالا پایین شدن چند تا دونه هورمون یا آنزیمه که آدم و یه روز میبره تا اوج ابرها و به اینکه زندگی زیباست و مدل عشق به همه و اینا بعد یهو فردا صبحش اینقدر حالش گه و مگسیه  که به زور از رختخواب میاد بیرون و اصلا نمیدونه داره چه غلطی توی این دنیا میکنه ؟

نمیدونم جوابش چیه ولی ترجیح میدم خودمو با هورمونهام قانع کنم تا قبول کنم ثبات شخصیتیم به یه گوز بنده .

هفته های گذشته رو واقعا با در لحظه زندگی کردم و کل اون زمونا که داشتم حال و حول میکردم به خودم میگفتم :آره همینه ! جواب همینه...خوشحالی همینه !خوشبختی وقتیه که بدونی فردا و گذشته ای نیست و تویی و همین لحظه که همین الان شد گذشته.همین الان هم که دارم اینارو مینویسم به همش اعتقاد دارم ولی لامصب این هورمون تخمی نمیذاره حال کنم.بدبختی اینه که هر چقدر هم روی ایدئولوژیت کار کنی و این ذهن لجوج رو مهار کنی آخرش چون یه آدم فکسنی هستی متشکل از یه مشت رگ و پی و گوشت و استخوان و لابد هورمون کذایی ، سکان یه جاهایی با این بدن از دستت در میره.البته من دلم به این خوشه که آمار این سکان از دست رفتنم داره هی کم و کمتر میشه و وقتی هم در میره خیلی طول نمیکشه که شیوای دلشاد و کولی دوباره سوار میشه.

خلاصه اینو دارم مینویسم چون امروز یکی از اون روزاس که این بدن و مواد شیمیایش دارن رهبری میکنن واسم.بعد حس میکنم که خوب من لابد باید همین الان یکیو داشتم کنارم که عاشقم بود و من عاشقش بودم و گل و سنبل و بلبل و این حرفا.

بعد یادم هم هست که فرصتش کم نبوده واسه همچین شرایطی و شیوای کولی که اکثر مواقع سکان دستشه میزنه همه چیو بهم میزنه و کلا با تنهایی و متعلق نبودن حال میکنه.

کلا من به نظرم نباید هیچ تصمیم یا تعهد بلند مدتی به هیچ چیز تو این دنیا داشته باشم چون واقعا دارم موقتی زندگی میکنم و مثل یه بچه هر روز چیزای نو یاد میگیرم و این ینی من هر روز بزرگتر از دیروز میشم و لزوما با چیزا و آدمایی که دیروز حال میکردم حال نمیکنم.

ببینم کولی میتونه تا فردا این بچه هورمونا رو شکست بده ؟ هیچ اینجوری  با زندگیم حال نمیکنم!

   + شیوا شاخصی ; ۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٢٠
comment نظرات ()

سالسا

مشاهده یادداشت خصوصی

   + شیوا شاخصی ; ٩:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱٧
comment نظرات ()

آخر هفته

مشاهده یادداشت خصوصی

   + شیوا شاخصی ; ٥:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱٤
comment نظرات ()

پرشین

مشاهده یادداشت خصوصی

   + شیوا شاخصی ; ٥:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱۱
comment نظرات ()

توماس

مشاهده یادداشت خصوصی

   + شیوا شاخصی ; ٧:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٩
comment نظرات ()

کازینو

مشاهده یادداشت خصوصی

   + شیوا شاخصی ; ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۸
comment نظرات ()

آخر ژانویه 2015

مشاهده یادداشت خصوصی

   + شیوا شاخصی ; ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٧
comment نظرات ()