تک و تعریف

اول مهر

-دخترم میدونی فردا اول مهره؟ یعنی تو دیگه یه دختر بزرگ شدی و میری مدرسه خودت .

-ااااا...من دوست داشتم همیشه تو مدرسه تو بمونم مادر.

- مدرسه من مال بچه های هم سن بردیاست.

بردیا تلو تلو خوران با لاستیکیش تاتی تای اومد طرف مادر و  شیشه شیر خالیشو نشونش داد

- شیر میخوایی عزیزم ؟ نمیدنم این بچه کی میخواد زبون باز کنه , تو 8 ماهه بودی کلمه میگفتی

- خوب شاید باید مثل من بهش تخم کفتر بدین

- عزیزم اون شوخیه , تو هیچ وقت تخم کفتر نخوردی , حالا دیگه برو بخواب, دیره ...قبلش هم کیفتو چک کن چیزی جا نذاری .2 تا مداد هم بیشتر نبر یکی قرمز و یکی سیاه .

همه مداد هامو  با پاک کن اگلیلیم ریختم تو جامدادی پلنگ صورتی که پدر دیشب برام خریده بود. جامدایم یه زیپ داشت که وقتی بازش میکردی گنده تر میشد. اون لیوان نارنجیه لایه لایمو که جمع میشد رو بادستمال  جیبیم گذاشتم توی کیف  چرمی قرمزم 

...زشت ترین چیزی که میشد پوشید همین مانتوی طوسی با لبه دوزی های صورتیه

-مادر من روسری نمیخوام .گرش زیر گلومو زخم میکنه.

 - ای وای دیر شد. مانتوت که هنوز تنت نیست. دست تو نیست که روسری نپوشی ....قانونه عزیزم

کلی بچه توی حیاط مدرسه بودند با ماماناشون

 -بدو برو تودخترم.اون خانمه که مانتو سیاه داره ناظمه ازش بپرس کدوم کلاسی .

-خوب توهم بیا باهام دیگه مادر!

-من باید بردیا رو برسونم خونه محبوب بعد برم مدرسه .کلی دیرم شده. ظهر میام دنبالت

کیفم سنگین بود , روسریم زبر بود, مادر هم رفته بود ...

خانم ناظم  بلندگوی نارنجی داشت که همش باهاش جیغ میزد

دلم واسه مدرسه مادر تنگ شده بود ,‌ خاله گیتی ... آقا مقصودی

یه هو لیلا رو دیدم که  بامامانش بود

مامانش مثل فرشته مهربونه . چشماش مثل فلور سبزه

توی صف لیلا شروع کرد کیفشو مرتب کردن .گرمم بود. روسریمو درآوردم. زیر گلوم هنوز میخارید. خانم ناظمه باز داشت هوار میزد.

داشتم پاک کن اگلیلی مو که فلور بهم داده بود به لیلا نشون میدادم که یهو خانم ناظم با یه عالمه خانم دیگه که همه مثل هم بودن پریدن توحیاط و شروع کردن به جیغ و داد

 -وضعیت قرمزه برین تو سالن .همه. هر چه سریعتر

همه صف ها با هم قاطی شد ...کلاس پنجمیها دم در سالن ورودی بودند و از سر و کول هم بالا میرفتند که برند تو

مثل قطار بازی بچه ای صف بغلی از پشت فشارمون میدادند...من و لیلا از خنده ریسه میرفتیم

روسریم زیر پاها گم شد

توی کلاس لیلا نیفتادم

 

 

 

   + شیوا شاخصی ; ٦:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٧
comment نظرات ()