تک و تعریف

گنجشکک اشی مشی

اتاق پشتی طبقه پایین بغل حیاطه و یه در داره با سه تا پله رو به بالا که یه راست در میاد بغل خونه درختی توی حیاط ...

همیشه توش بوی رنگهای نقاشی دایجون رو میده...بوهاش مثل بوی پمپ بنزین میمونه...وای همیشه دلم میخواد یه شیشه بنزین داشتم مثل نوشابه با ساندویچم میخوردم.

- چرا پکری خاله سوسکه؟

- آخه همممه دیروز رو تمرین کردم که اون آهنگه گنجشک اشی مشی رو مثل تو با سوت بزنم هنوز تف میاد از دهنم بیرون

دایجون با قلم موش رنگها رو  روی بوم نقاشیش گذاشت , یه قدم رفت عقب و در حالیکه با قیافه جدی به نقاشیش نگاه میکرد گفت

- خوب باید بیشتر تمرین کنی ...خیلی باید تمرین کنی

 بدو رفتم و نوار کاست اون آقا صدا کلفته رو که گنجشکک رو خونده گذاشتم توی ضبط و روشنش کردم

دایجون هم با آهنگ دوباره شروع به سوت زدن کرد

- دایجون چرا حاکم باشی آخرش همه چیو واسه خودش میگیره؟ پس فراشباشی و قصاب باشی و آشپزباشی بیچاره چی؟

 - ...چه میدونم ,برو بالا ببین ناهار چیه بچه جان؟

مادر داره توی آشپز خونه آش آلو میپزه ...بوشو خیلی دوست دارم مثل بوی بنزین ...

-ببین کیه زنگ میزنه دخترم...پدرت که حتما نیست ...تازه ساعت 12 س

-هورررا مادر ، فلوره

در رو باز کردم

فلور دور چشش سیاهه

- عمه جون دوباره ریمل زدی؟

- نه عزیزم چشم خورده به لبه مبل...

فلور غم داشت... 

   + شیوا شاخصی ; ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٦
comment نظرات ()