تک و تعریف

چوب دو سر گهی

یادمه یه اصطلاحی داشتیم به اسم چوب دو سر گهی.

حالا اینکه ریشه این ضرب المثل چی بود و این حرفها بماند چون از این قبیل اصطلاحات رایج تو فرهنگمون کم نداریم که مردم هم گراگر استفاده میکنند و اگه داستان ضرب المثل مورد استفاده رو  براشون تعریف کنی از عصبانیت یا شوک یا چه میدونم انکار ,اول تو رو خفه میکنند بعد خودشونو ... ولی این اصطلاح واسه من یاد آور اینه:

یه چیزه که باید ازش استفاده شه ولی الان چه از این سرش بری چو ازون سرش قابلیت استفاده نداره دیگه!‌بعد تو ناراحتی چون حداقل قبلا از یه سرش استفاده میکردی و یه جاهایی هم باهاش حال میکردی ولی از زمانی که اون سرش هم وارد ماجرا شد دیگه تو کلا حال نمیتونی بکنی...

این وصف الحال من مهاجره الان...

داشتم تو ایران زندگیمو میکردم و تا یه زمانی هم که خیلی عقلم نمیرسید یا زورشو نداشتم که چیزیو عوض کنم ,با زندگیم حال میکردم .ولی به تدریج حال کردنه کم و کمتر شد ...باهاش هی کنار اومدم و جنگیدم و انکارش کردم تا یه جایی دیگه دیدم راه نداره ,گه زندگیمو گرفته .بی خیال این سر چوب شدم و چسبیدم به اون سرش.

مهاجرت کردم...

 بعد از سالها ...روم نمیشه که بگم ولی باید اعتراف کنم یه بوهای ناخوشایندی به مشامم میرسه!

حالا بین این دو تا موندم:

برم یه چوب جدید پیدا کنم و از قانون دور و تسلسل پیروی کنم یا کلا زندگی مدلش اینه که بعد یه مدتی گهی میشه! 

   + شیوا شاخصی ; ۸:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱٩
comment نظرات ()