سال 2019

یه جا خوندم که از دست دادن خوشحالی میاره. البته من فکر میکنم بهتره بگیم از دست دادن و دوباره به دست آوردن خوشحالی میاره. حالا چرا؟

چون خوشحالی حس رضایته از چیزیه که داری.

قیافه ، سلامتی ، آرامش ، رفیق و ...

ولی مساله اینجاست که ما به وجود این داشته ها آگاه نیستیم مگه اینکه از دستشون بدیم.

مثلا 2 هفته پیش دندون درد دین منو در آورده بود. یه غذا خوردن معمولی که هر روز و هر دقیقه دولپی در حال انجام دادنشم برام عذاب آورترین عمل دنیا شده بود. درستش کردم و تا یه دو سه روزی به داشتن دندانهای ساکت و ارام تو دهنم آگاه بودم و خوشحال ولی بعدش یادم رفت.

حالا امروز 31 دسامبره ساعت 11:41 دقیقه صبح.

ساعت 12 امشب سال 2019 شروع میشه اما من به تخمم هم نیست و خوشحال نیستم!

چرا ؟ چون به از دست دادن وطن اونم نه هر وطنی بلکه "ایران" سالهاست که آگاه شدم.

نیوزلند اولین جای دنیاست که به 2019 وارد میشه. بعد یه 3 ساعتی بعدش ما (استرالیا) و بعد به ترتیب بقیه کشورهای نیم کره جنوبی سالشون به اصطلاح تحویل میشه. تا به حدی آبدوخیاری که آمریکا کلا فردا سالش تحویل میشه!

حال میکنم با سال تحویل ایران که در همه جا همه با هم همزمان توپ در میکنیم. چند سال پیش با یه ایموی گروهی با شی شی تو ملبورن ،من تو سیدنی ، بابی تو تهران ، پدر مادر تو همدان و دایی تو آمریکا همه سال رو با هم در یه لحظه تحویل کردیم.خیلی با حاله دیگه!

ایران از من گرفته شده و جای خالیش هر روزمو از خوشحالیه کامل در میاره.

ایران برام فقط یه خاک نیست.

میلیون ها آدم جورواجور و مهربونه ، غذاست ، رقصه ، خانواده است ، دوسته ، گربه ها و سگ های خیابونیه ، طبیعت نفس گیره ، دعواهای خیابانیه ، آرایش های دلقکیه ، زنان چادری نون به دسته ،شب های گرم و پر سر و صدای پایتخته، اعتمادهای چشم بسته است ، غلیان احساساته ، خشمه ، غمه ، قهقهه های از ته دله...

ایران برام خانه است.

/ 0 نظر / 20 بازدید